السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

35

جبر و اختيار (فارسى)

دارد جز پس از إعمال قدرت و روى آوردن نفس محقق نمى گردد . مثلا اگر انسان بر روى پلى بايستد و در يك طرف باغ هاى سرسبز باشد و با نهايت اشتياق ، شوق رفتن به سوى آن را داشته باشد و در طرف ديگر آتش بر افروخته اى باشد كه اگر به آن نزديك شود مى سوزد و از رفتن به سوى آن كراهت دارد ، با اين همه آنچه شوق او به آن تعلق گرفته محقق نمى شود بلكه خود را پس از اين توانا مى بيند كه به هر دو طرف برود . از اين مثال روشن مىشود كه شوق ، علت فعل نيست بلكه ميانشان واسطه اى است كه همان إعمال قدرت است چون زمام بدن به دست نفس است كه هر گونه بخواهد آن را دگرگون مىكند . پس از تحقق شوق ، نفس مىتواند قدرتش را در انجام فعل إعمال كند تا فعل انجام شود . و اين معناى اين سخن است كه « خواستى پس انجام دادى ! » و مىتواند قدرتش را إعمال نكند پس فعل محقق نمى شود . و از اين إعمال كه فعل نفس است به مشيت و اختيار تعبير مىشود و حمله نفس و اراده و فعل از آن إعمال ، صادر مىشود نه از شوق . قانون عليت عامه [ عمومى ] مقدمه سوم : همانا قانون عليت و معلوليت - نياز موجود براى وجود يافتن به علت و وجوب تحقق يافتن معلول هنگام تحقق علت با تمامى اجزايش و امتناع تحقق يافتن معلول با عدم تحقق جزئى از علت - هر چند در موجودات ، در غير افعال اختيارى صحيح است اما در اختيار متصور نيست به گونه اى كه اختيار در هنگام كامل بودن علتش حتماً محقق باشد هر چند وجود اختيار با